چهارشنبه ۲۳ تیرماه ۱۴۰۰، جلسه کلاب هاوس با حضور دکتر محمدمهدی مجاهدیان، استادیار اقتصاد و مدیریت دارو، عضو هیئت علمی دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی ایران، به میزبانی کمیته آموزش بیست و سومین سمینار دانشجویان داروسازی ایران برگزار گردید. 

این جلسه پس از اعتراضات دانشجویان و جمع‌آوری بیش‌از دو هزار امضا در مخالفت با تاسیس دانشکده‌‌های جدید برگزار گردید. 
در ادامه خلاصه ای از صحبت‌های مهمان جلسه را می‌خوانید.

ظرفیت اشباع شده داروسازی

هم اکنون در سطح کشور ۲۲ دانشکده داروسازی دولتی داریم، ۳ دانشکده آزاد (تهران واحد علوم دارویی، دامغان و آیت الله آملی) و ۱ دانشکده بین الملل (داروسازی علوم پزشکی ایران، پذیرش صرفا از خارج کشور) که در نتیجه میشود مجموعا ۲۶ دانشکده داروسازی در کل کشور. بعلاوه در جلسه روز شنبه شورای گسترش، دو دانشکده داروسازی اراک و سمنان نیز موافقت اصولی گرفتند.
در دفترچه کنکور سراسری برای انتخاب رشته داروسازی، تقریبا بین ۱۲۸۰ تا ۱۳۰۰ نفر ظرفیت اختصاص دارد اما با تجمیع آمارهای پذیرفته شدگان سالانه سازمان سنجش و سمای وزارت بهداشت به رقم ۱۶۸۰ تا ۱۷۰۰ نفر پذیرش در سال میرسیم. (افزایش ظرفیت ۲۵ درصدی، بسبب برخی مسائل سیاسی و اداری) همچنین طبق آمار اداره خدمات آموزشی بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر دانشجوی ورودی خارج از کشور داریم که رقم جذب این رشته را به ۲۰۰۰ نفر درسال میرساند. دانشجویان خارج از کشور نیز خود به سه دسته کلی: دارندگان لیسانس داروسازی، دارندگان دکتری حرفه‌ای داروسازی و افرادی که ۴ ترم تحصیلات خارج کشور داشته و برای ادامه تحصیل بازگشته‌اند، میشود.
مطابق مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، کشور ما به ده کلان منطقه آمایشی تقسیم بندی میشود؛ برای مثال کلان منطقه ۱ شامل استانهای گیلان، مازندران و گلستان، کلان منطقه ۲ شامل استانهای اردبیل، آذربایجان و تبریز میباشند و استان تهران نیز جزء کلان منطقه ۱۰ طبقه بندی میشود.

در مصوبات این شورا هدف اصلی بحث دسترسی عادلانه مردم به امکانات آموزشی است که در هر کلان منطقه فعلی حداقل دو دانشکده داروسازی وجود دارد و در بعضی مناطق به ۴ تا ۵ دانشکده هم میرسد. از جمله: دانشکده‌های داروسازی گیلان، مازندران، آزاد آیت الله آملی و آزاد دامغان در منطقه ۱، دانشکده‌های اردبیل، ارومیه و تبریز در منطقه ۲، دانشکده‌های کرمانشاه و همدان در منطقه ۳ و به همین صورت تا در منطقه ۱۰ ما پنج دانشکده داروسازی تهران، شهید بهشتی، آزاد علوم دارویی، بقیه الله و دانشگاه ایران را شاهد هستیم. با این حساب میتوان گفت که عدالت آموزشی در این زمینه رعایت شده و کمبودی از این نظر وجود ندارد.

سند توسعه آموزش علوم پزشکی
در یکسال گذشته سندی تحت عنوان سند توسعه آموزش علوم پزشکی کشور تهیه شده که در آن رشته‌ها و دانشکده‌های مورد نیاز آینده کشور پیشبینی و تدوین شده اند. در پیشبینی این سند نیز تا سال ۱۴۰۸ نیازی به دانشکده داروسازی جدید ذکر نشده است. درواقع مشکل اصلی ما سیاست گذاریهای اشتباه در سطح فعلی وزارت یا درست عمل نکردن به آیین نامه‌های صحیح پیشین هست برای مثال طبق قانون، سه رشته پزشکی، دندان پزشکی و داروسازی باید دانشکده مستقل داشته باشند اما تخلفی را در آبادان شاهدیم که رشته پزشکی در دانشکده علوم پزشکی تدریس و تعریف شده است!! اولین مرحله تاسیس یک دانشکده، دریافت مجوز اصولی است که در حال حاضر برای موافقت اصولی با تاسیس دانشکده‌های داروسازی سمنان و اراک، توجیه و مبنای علمی محکمی مشاهده نمیشود و تنها فشارهای سیاسی موجب اعطای این مجوزها شده است.
این موافقت اصولی تا ۳ سال اعتبار دارد. طی این مدت بایستی جذب اعضای هیئت علمی به تعداد کافی در رشته‌های تخصصی مربوطه صورتگیرد و یکسری استانداردهای کالبدی فراهم شود؛ سپس از طرف دبیرخانه داروسازی از دانشکده ی جدید بازدید بعمل می‌آید و در صورت موافقت و تایید، فرایند جذب دانشجو آغاز میشود. پس از جذب دانشجویان در همان سال اعتبار بخشی دانشکده انجام میشود و سپس موافقت قطعی صادر خواهد شد و در عمل دانشکده به صورت رسمی در چارت علوم پزشکی کشور قرار خواهد گرفت.

شروط تاسیس دانشکده‌های جدید
شروط فعلی که برای دانشکدههای جدید گذاشته شده شامل: حداقل ۱۰ عضو هیئت علمی داشته باشند (لااقل دو نفر در هر رشته تخصصی مربوطه)، پذیرش تنها از دانشجویان خارج از کشور و نه کنکور سراسری باشد و هزینه‌های ساختمان و سه سال اول دانشکده با خیرین باشد.
ایراداتی که وارد است از جمله:
۱. ادعای جذب دانشجو صرفا از خارج کشور، در عمل و براساس تجربههای پیشین چندان ممکن نیست چراکه دانشجویان بین الملل معمولا یا تمایلی به تحصیل در ایران ندارند یا نهایتا تمایل به پذیرش در دانشکده‌های بزرگ و معتبر مانند تهران، مشهد و شهید بهشتی دارند نه در شهرستان‌ها.
۲. در مورد مساله خیرین، هم اکنون مشکلات بسیاری در نظام سلامت داریم و اگر واقعا خیرین تصمیم به پرداخت مبالغی دارند بهتر است صرف مشکلات و مسائل درمان و بهداشت نظام سلامت شود نه تاسیس دانشکده‌های
جدید و از طرفی هزینه‌های دانشکده از جمله ساختمان و تاسیسات اولیه، تنها ۱۰ تا ۲۰ درصد کل هزینه هاست و در عمل بخش عمده هزینههای یک دانشکده داروسازی شامل مسائل جاری آن دانشکده است مانند: حقوق اعضای هیئت علمی، کارمندان، تهیه مواد آزمایشگاهها، هزینه استهلاک دستگاهها و از این قبیل موارد که در آینده
نزدیک به هزینههای بودجه دولتی اضافه خواهد شد.
۳. اعطای مجوز اصولی به سمنان و اراک سبب ایجاد یک سیکل معیوب میشود و شهرستانهای متعدد دیگر نیز وارد میدان شده و درخواست تاسیس دانشکدههای خود را خواهند داشت چنان که هم اکنون نیز از سنندج، بابل، بجنورد و کاشان درخواستهایی در این باره وجود دارد.
۴. علاوه بر همه موارد فوق مطابق سند درمان ۱۴۰۴ وزارت بهداشت که مصوب سال ۱۳۹۴ است، ذکر شده که در سال ۱۳۹۴ ما ۱۳۲۳۸ داروساز فعال داریم که با توجه به جمعیت وقت ۷۸ میلیونی کشور میشود: ۱۷ داروساز یه ازای هر صد هزار نفر. مطابق این سند ما بایستی تا سال ۱۴۰۴ این عدد را به ۳۰ داروساز به ازای هر صد هزار نفر برسانیم ( ۲۷۶۹۳ داروساز در سال ۱۴۰۴)، چراکه میانگین کشورهای دیگر منطقه نیز در همین حدود است.
(چین ۳۲ و ترکیه ۳۹ نفر به ازای هر صد هزار نفر)
شاخص FTE ( کارکرد فول تایم به ازای هر یک داروساز فعال) نیز در این سند ذکر شده و عدد آن در سال ۱۳۹۴، ۱.۳۸ میباشد و خواسته شده که در سال ۱۴۰۴ این عدد به رقم ۱.۲ برسد. براساس دادههای این سند ما بایستی بین ۱۳۰۰ تا ۱۴۰۰ نفر درسال پذیرش داروسازی داشته باشیم اما هم اکنون مطابق آنچه پیشتر ذکر شد در حدود ۲۰۰۰ نفر در سال جذب دانشجو داریم که با این حساب در سال ۱۴۰۴، نزدیک ۲۳۰۰۰ داروساز به صورت over load نیرو خواهیم داشت.
برخی به مقایسه ایران با کشورهای اروپایی یا آمریکا میپردازند و بیان میکنند که در ایالات متحده ۹۳ داروساز به ازای هر صد هزار نفر وجود دارد؛ پس ظرفیت ایران هنوز جای گسترش زیادی خواهد داشت!! این حرف نادرست و مقایسه غلطی است. باید توجه داشت که ارتزاق داروسازان از بازار دارویی کشور است که در حال حاضر به رقم ۴ میلیارد دلار میرسد در حالی که بازار دارویی آمریکا قریب ۵۱۱ میلیارد دلار است یعنی بیش از ۱۲۰ برابر کشور ما و این در حالیست که تعداد داروسازان به ازای صد هزار نفر در آمریکا تنها ۳ برابر ماست. در واقع به نظر بنده سرانه داروساز به بازار دارویی بسیار مهمتر از سرانه داروساز به ازای صد هزار نفر است.
۵. طبق آمار سازمان نظام پزشکی، رشته داروسازی دارای بیشترین جمعیت در هرم سنی جوان است و تقریبا ۳۷ درصد داروسازان کل کشور در بازه سنی بین ۲۵ تا ۳۵ سال قرار دارند. هم اکنون ۱۰۰۰۰ دانشجوی داروسازی داریم که با فارغ التحصیلی همگی آنها تا سال ۱۴۰۴، ۳۷۰۰۰ داروساز خواهیم داشت که رقم بالایی است.
در مساله داروسازان بالینی نیز کمبود ذکر شده اغراق آمیز است. طبق استاندارد دنیا (یک داروساز به ازای هر ۵۰ تخت اشغال شده) و با توجه به ۱۵۰ هزار تخت بیمارستانی موجود در کشور، جمعا به ۳۰۰۰ داروساز بالینی نیاز خواهیم داشت که تنها با ۱.۵ سال جمعیت فارغ التحصیلان داروسازی قابل تامین است. صنعت دارو نیز مشکلات خاص خود را دارد و سالهاست رقم دلاری بازار دارویی ثابت است و در بحث جذب هیئت علمی نیز ۱.۵ برابر تعداد
اعضای هیئت علمی فعلی، دانشجوی phd فعال داریم.
۶. در آخر مشکل کاهش کیفیت آموزش نیز مساله مهمی است که باید به آن توجه زیادی کرد. همین الان هم تعدادی از دانشکدههای داروسازی فعلی و جدید مشکلات آموزشی شدیدی دارند و بنده شخصا دانشکدهای میشناسم که تنها ۵ عضو هیئت علمی دارد و پایان نامه دانشجویان بدلیل کمبود امکانات و منابع در سایر
دانشکدهها انجام میشود.
در ادامه جلسه نیز تعدادی از دانشجویان دانشکدههای داروسازی آمل، یزد، زابل و دامغان به بیان مشکلات و معضلات آموزشی خود از قبیل: عدم وجود داروخانه آموزشی کافی درسطح شهر یا داروخانه مدل در دانشکده، کمبود تعداد اعضای هیئت علمی، عدم قرارداد دانشکده با صنعت و بیمارستان برای کارآموزیها و کارورزیها، سطح پایین پژوهشی دانشگاه، نبود کارشناس لازم برای تجهیزات آزمایشگاه‌ها و دستگاه‌ها و عدم وجود کمیته تحقیقات دانشجویی در برخی دانشکده‌ها، پرداختند.